می شود

می شود تا انتهای مرگ رفت

         اما نخفت

می شود گلهای خاکی را نگه داشت

           و نکشت.

تا انتهای مهر پروانه

          سفر کرد.

می شود با شوقی از دریای عشق در کنار دشت

  امیدوارانه ، زندگی کرد و نگفت

       خواهم مرد.

می شود تا اتنهای شب سفر کرد

  و نگفت تنها هست

تا شوق پروانه

برای بوسه گل رفت

تا اوج هستی هم

در کنار بود زیست

می شود تا انتهای مرگ هم ،
           زندگی کرد

                    و نخفت.